121 .

خرید بک لینک
صبح که همسر میخواست سرکار بره یه بارون شدیدی گرفت که نگواز وقتی رفته دلم براش تنگ شده :(امروز قراره همراه عمم اینا برم شهرمون تا جمعهکاش بارون نمیومد دوس دارم روزای بارونی خونه خودمون باشمهر دقیقه دم پنجرم میزانو شدت بارونو چک میکنم و ذوقی میشمخخخ شنل قرمزی ست دیگررررهمسر هم برگشت از سرکار میاد خونه خودمون ولی فردا میره خونه مادرشوهراگ جمعه واسه خونه سازی کارگر اینا نداشتیم میاد دنبالم وگرنه با عمم برمیگردملباسامو جمع کردم بلی خیلی دلم واسه بابا مامان داداشم تنگ شدهاینقد کیف میده هی بابام زنگ میزنه میگه دلم تنگ شده کی میایولی مامان همش میگه نمیدونم چرا دلم برات تنگ نمیشهمنکه میدونم دلش تنگ میشه ولی بروز نمیده تا من کمتر اذیت شمخب بگذریم از موضوع دلتنگیدو روز پیش ینی دوشنبه رفته بودم بیرون یسری کار بانکی داشتمبعد همسرجان بهم زنگ زد که خانم واسه یکی از سایتام مشکل پیش اومدواسه توام میخوام بلیط بگیرم همرام بیای بندرعباسهمسرگف کارم دوسه روزه تموم میشه و بعدم میریم دور دور و قشم ایناحالا از من نه و نمیام و اصلا حرفشو نزن بلی منه ترسو از هواپیما میترسم و دلیل مخالفتم همین بودهیچی دیگه همسره ناناحت گف باشه پس با پیمانکار هماهنگ میکنم بره سر سایتخلاصه که نرفتیم بخاطر همون هواپیماحالا غروب که اومده خونه میگه خانم جان فرصت خوبی بودا چرا نیومدیحالا منم ک یکم پشیمون شده 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 19:15

صفحه بندی